ولادت حضرت علی اکبر(ع)و روز جوان مبارکباد...


 

حضرت علی اکبر(ع)

 

هر جا سخن از خاک دری هست، سری هست

هر جا تب عشق است، دل در به دری هست

 

دیروز گدایان همه دنبال تو بودند

هر جا که شلوغ است یقیناً خبری هست

 

اجداد من از دیر زمان عاشق عشقند

دیدید که در طینت ما هم هنری هست

 

بازار مرا با قدمت گرم نکردی

یک چند غلامی که بیایی ببری هست

 

 

در غیبت شه روی به شهزاده می آرند

صد شکر که در خانه ی آقا، پسری هست

 

هر جا قد و بالای رشیدی ست، یقیناً

دنبال سرش نیم نگاه پدری هست

 

یا حضرت ارباب، دمت گرم و دلت شاد

یا حضرت ارباب کرم، خانه ات آباد

حسینیم...


آیت الله اراکی ( ره ) فرمود:

شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت

پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟

با لبخند گفت:خیر

سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟

گفت:نه

با تعجب پرسیدم:پس راز این مقام چیست؟

جواب داد:هدیه مولایم حسین است!

گفتم چطور؟

با اشک گفت

آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد

سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛

ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگبریدند این همه تشنگی!

پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود!

از عطش حسین حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد

آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت

"به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛

آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم"

بدون شرح...

بدون شرح...

 

 

 

 

 

 

 

آقای روحانی،شهدا هم تفکر پادگانی داشتند؟!


در مناظره سیاسی کاندیداهای ریاست جمهوری، اگرچه فضای رقابت جدی و نقد گذشته و راه آینده در ترازوی داوری نگاه‌ها قرار گرفت، اما آنچه در میان مبارزه انتخاباتی به خلاف و گزاف گفته شد، جایی بود که تنها روحانی جمع در جلای مشی روحانیت، روحیه جهاد و شهادت را که میراث ایرانیان مسلمان است و قرن‌ها به سلسله مراتب عشق، تشنه تشنگی حسین بن علی(ع) هستند و نقش رفتار را از نقاش حماسه کربلا رنگ خون زدند، به تفکر پادگانی فروکاست و این سلوک معنوی را تا سرحد شعور دنیوی سرهنگی پایین آورد.

 
شهریور۵۹ که آن خام اندیش خیال می‌کرد تا تهران با توپ وتانک و مسلسل سه روز راه است، جوانانی به میدان آمده بودند که راهش را کج و ۸سال رویایش را کابوس کردند و آخر با ندامت و پشیمانی به پشت مرزهایش فرستادند.
 
همه به گواه تاریخ می‌دانیم که آن جوانان نه در سلسله مراتب نظامی جا می‌گرفتند و نه به ستاره‌های سردوشی افتخاری داشتند. روی نقشه شاید صدام راست می‌گفت چرا که تفکر پادگانی آن سرهنگ یک شبه رئیس جمهور شده به او حکم می‌کرد که با عقل نظامی با آن همه لشگر مجهز به تجهیزات آهنی باید سه روز، اگر نشد یک‌هفته‌ای به تهران رسید، اما تفکر قدسی ملحم از کربلایی که در آن سوی مرز بود، در این سوی مرز ریشه داشت و قلب جوانان به عشق قاسمی می‌تپید که روز عروسی، راه عروج می‌نوردیدند و دل با عقل علوی ابوالفضل داشتند که دست و چشم و جان بدهند.
 
این جوانان مثل جهان آرا که آرایش صحنه جهان را به هم زدند، ۸سال دفاع توأم با عشق را از نیمه روز عاشقی عاشورا درس گرفته بودند که می‌شد با ۷۲تن حور و شلمچه را پس گرفت. خون داد و خونین شهر را دوباره خرم کرد. در این سوی مرز جوانان آن روزگار سرهنگ نبودند و در پادگان بزرگ نشده بودند، نقشه را از نقشه‌های نبردهای کلاسیک و مدرن با تکنیک‌ها و تاکتیک‌های افسران زبده کشتارهای جمعی در جنگ‌های اول و دوم بین‌الملل و... الگو نگرفته بودند بلکه نقشه را از نقشه نبرد حق خواهان جهان، از نبرد طالوت و جالوت (و فلاخن داوود) تا حسین(ع) با یزید آموخته بودند که شهادت در آن افتخار بود و پیروزی در آن لطف خدا.
 
کسی از این جوانان براساس تفکر حسینی برکسی برتری نداشت، این جوانان اگر فرمانده شدند به ضرورت بود و شب‌های عملیات خاک پوتین همرزمان را سرمه چشم و غبار رویشان را با قطره اشک چشم پاک می‌کردند. نمی‌دانم در کدام پادگان، سرهنگی این می‌کند که جوانان ما کردند. جوانان آن روزگار که رمز شب‌های عملیاتشان، یازهرا و یا حسین و... بود دل در گرو ستاره‌های حلبی،مدل‌های پلاستیکی (که کیلویش را می‌شود در همین میدان حسن آباد خودمان خرید) نداشتند، که سرهنگان جهان برای نیم‌سانت از آن صف می‌کشند، بلکه ستاره‌های بلور از دامن ساقی کوثر برمی داشتند و امید به اطعام از خوشه گندمزار بهشت داشتند. آنان سرآهنگ سرود عاشقی بودند و هستند.
 
البته در آن روزها سرهنگ‌های بسیاری هم داشتیم که افتخارشان این مدال‌های حلبی نبود، سرهنگ صیاد شیرازی که یادمان نرفته، سرهنگ دوران و... تا روزها می‌توان به این فهرست نام پر عزت اضافه کرد. می دانید چه می‌گویم؛ جنس آنان که آن روزها در میدان حق ایران ایستاده بودند از جنس همقطاران جهانی‌شان جدا بود. اگر چه در همین جبهه هم لباس‌هایشان با هم متفاوت بود.
 
این حرف‌ها را برای آقای روحانی می‌نویسم که خودش اگر چه حقوقدان است اما حقوق این نوگلان عاشق را لحظه‌ای فراموش کرد و آن گفت که در شأنش نبود. به گواه مستندش (فیلم تبلیغاتی اول) او جا به جا خودش را در این لباس مقدس پاسداری از دین و وطن نشان می‌دهد تا به مخاطبش بگوید من هم از آن طایفه بوده ام.
 
به جناب روحانی باید گفت که اگر آن تفکر، پادگانی و آنان سرهنگ بودند خود چرا آن لباس را پوشید و بارها و بارها آن را در آن مستند نشان داد و با افتخار از آن یاد کرد که در آن روزها در جبهه حق بوده و در مصاف با دشمن. اگر آن جوانان فرمانده خط شکن در خط مقدم، پشت خاکریز سرهنگ می‌شوند آنان که در پشت خط‌های بی‌سیم این و آن می‌کنند، چه می‌شوند، یعنی در رتبه‌های نظامی سرلشگر یا فرمانده جنگ یا نایب فرمانده جنگ، خلاصه چه؟
 
آقای روحانی! اگر آن روزها افتخار ندارد مدالش را به سینه نزنید و اگر افتخار دارد، برای همه مایه مباهات و افتخار است و همه به ضرورت آن روزها آنجا بوده اند، وگرنه آقای روحانی باید در دفتر وکالت خود می‌نشست و آن یکی رزمنده باید در دانشگاهش می‌ماند.
 
در لشکر اسلام آنچنان که ما از امام(ره) و رهبری آموختیم تفکر عاشورایی است که موج می‌زند نه آنچه آقای روحانی می‌گوید و اگر ایشان درک و دریافت دیگری از لشکراسلام و انقلاب دارد خطای اوست نه جفای اسلام و انقلاب. شگفتا از روحانی بلند پايه‌اي که تفاوت نگاه انقلاب به جهاد را و مبارزه در راه حق را به تجاهل می‌گذراند و برای کسب کرسی ریاست آنچنان تفکر عاشورایی و مجاهدت رافرو می‌کاهد که توگویی کسی از خیمه دشمنان است که سخن می‌راند!

 
و‌ای کاش می‌شد گفت آنچه در آن مناظره مطرح کرد تنها از عصبانیت و خروج از مدار انصاف بود و از دهانش گذشت اما وقتی او در روز گذشته نیز به نوعی دیگر این حرف را در جایی دیگر تکرار کرد نشان داد که بر اشتباه خود مصر است و چنان در بیراهه رفته است که سودای بازگشتش نیست. برادر در خيمه انقلاب بمان!

منبع نشر: فردانیوز

ضد انقلابی که جزء مفاخر این مملکت شد! +عکس

وبلاگ"یرزقون" نوشت:

ضد انقلابی که جزء مفاخر این مملکت شد! +عکس

جناب آقای کاندید آیا محمد رضا شجریان همان کسی نبود که:

در نامه‌ای به عزت الله ضرغامی از وی خواست تا از پخش آثار او در صدا و سیما خودداری کند.

ادامه نوشته

25شاخص رهبری...

 

25شاخص رهبری...
25 شاخصی که رهبری بیان فرموده اند:

1. رئیس جمهور باید کارى باشد.

 

2. رئیس جمهور مردمى باشد،

 

3. رئیس جمهور باید مقاوم باشد.

 

4. رئیس جمهور باید ارزشى باشد.

 

5. رئیس جمهور باید باید با برنامه، با حکمت، با تدبیر، با نگاه بلندمدت و همه‌جانبه باشد.

 

6. رئیس جمهور باید پایبند به قوانین و مقررات باشد.

 

7. رئیس جمهور باید درد مردم را احساس کند.

 

8. رئیس جمهور باید طبقات مختلف مردم را ببیند.

 

9. رئیس جمهور باید بتواند کشور را با همین سرعت، بلکه بیش از این هم در عرصه مادى، هم در عرصه معنوی پیش ببرد.

 

10. رئیس جمهور باید بتواند عزت و استقلال کشور و ملت را افزایش دهد.

 

11. رئیس جمهور باید بتواند وضع زندگى مردم را بهتر و مرفه‌تر کند، گره‌ها را باز کند و امید و شور و شوقى در کشور به‌وجود آورد.

 

12. رئیس جمهور باید همتش بر حفظ عزت و حرکت کشور در جهت هدف­هاى انقلاب باشد.

 

13. رئیس جمهور باید اهل استقامت و ایستادگى قدرتمندانه و عزتمندانه در مقابل جبهه‌ معاندان باشد.

 

14. رئیس جمهور باید برای الگو کردن جمهورى اسلامى در چشم مستضعفان عالم بیشتر و بهتر تلاش کند.

 

15. رئیس جمهور باید از بیت‌المال و یا از پول مشتبه به حرامِ بعضى‌ها برای تبلیغات انتخاباتی استفاده نکند.

 

16. رئیس جمهور باید ریخت‌وپاش و خرج و تبلیغاتِ زیاد از اندازه لازم نکند

 

17. رئیس جمهور باید براى مردم هزینه، مشکل، دغدغه‌، تشویش و نگرانى ایجاد نکند.

 

18. رئیس جمهور باید منطقى، معقول، منطبق با واقعیت و با توکل به خداى متعال حرکت را پیش ببرند.

 

19. رئیس جمهور باید شعارهایی در حدود قدرت و اختیاراتش بدهد.

 

20. رئیس جمهور باید در پی اجرای برنامه­های بلندمدت نظام از جمله سند چشم‌انداز باشد.

 

21. رئیس جمهور باید پایبند به انقلاب، ارزش­ها و نظام اسلامی باشد.

 

22. رئیس جمهور باید به اقتصاد مقاومتی اعتقاد داشته باشد و در پی آن باشد.

 

23. رئیس جمهور باید تهذیب اخلاقى داشته باشد.

 

24. رئیس جمهور باید توانایی مبارزه واقعی با فساد و فقر را داشته باشد.

 

25. رئیس جمهورباید توانایی کشیدن بار ریاست جمهوری را داشته باشد.

 

نکته جالب توجه این است که رهبر معظم انقلاب در یک بیان کلی، فرموه­اند که "آن چیزهائی که امروز برای دولت و برای رئیس‌جمهور نقاط قوّت محسوب می­شود، اینها باید در رئیس‌جمهور بعدی وجود داشته‌ باشد و اینها را باید در خود تأمین کند. آن چیزهائی که امروز نقاط ضعف شناخته می­شود، این نقاط ضعف را باید از خود دور کند."

 

حال اینکه برخی نامزدهای انتخاباتی در برنامه­های تلویزیونی و یا در سخنرانی­های تبلیغاتی خود، تنها به سیاه­نمایی و تخریب دولت قبلی مشغولند خود حاوی چند مساله قابل تامل است؛ اول آنکه بر خلاف نظر رهبری، نقاط مثبت دولت قبلی را نمی­بینند و یا نمی­خواهند ببینند و دوم آنکه بر خلاف منویات معظم له به جای امیدآفرینی در جامعه، در حال انتشار یاس و ناامیدی هستند و همین نادیده گرفتن منویات رهبری، شک و شبهه­ای در اصلح بودن آنها ایجاد کرده است.

 

در پایان ذکر این نکته ضروری است که باز هم مانند همه انتخابات­های گذشته، مردم در روز 24 خرداد مشخص خواهند کرد که چه کسی این شاخصه­ها را دارد و می­تواند آن را در راستای اعتلای نظام جمهوری اسلامی ایران صرف کند. چنان که رهبر معظم انقلاب هم با تاکید بر اهمیت رأی مردم فرموده­اند: "آنچه که اهمیت دارد، تشخیص شما و رأی شما است. باید خودتان تحقیق کنید، ملاحظه کنید، دقت کنید، از انسان­های مورد اعتمادتان بپرسید، تا به اصلح برسید و اصلح را انتخاب کنید."